
طراحی Die Stamping چیست و چرا اهمیت دارد
طرح مهر زنیرشته مهندسی ایجاد مجموعه ابزار دقیق است که ورق فلز را از طریق نیروی کنترل شده و جریان مواد به قطعات نهایی تبدیل می کند. در بالادست هر اتفاقی که در طبقه مطبوعات می افتد قرار می گیرد. در جایی که مهر زنی فلز به خود عملیات تولید اشاره دارد، طراحی مهر زنی بر تصمیمات، محاسبات و تعاریف هندسی تمرکز دارد که در وهله اول آن عملیات را ممکن می سازد.
اگر تا به حال پرسیده اید که مهر زنی در تولید چیست، پاسخ کوتاه این است: اعمال نیرو به ورق فلز با استفاده از ابزار همسان برای برش، خم شدن یا تشکیل بخشی. پاسخ طولانیتر شامل صدها متغیر مهندسی میشود که تعیین میکنند آیا این فرآیند به آرامی اجرا میشود یا بعد از هزار ضربه اول از هم میپاشد.
طراحی مهر زنی در واقع شامل چه چیزی است
به آن به عنوان پل ارتباطی بین مفهوم قطعه و ابزار آماده{0}تولید فکر کنید. ورودی ها ساده هستند: هندسه بخش از یک مدل سه بعدی، مشخصات مواد (آلیاژ، ضخامت، مزاج)، و الزامات حجمی که تعیین می کند ابزار چقدر قوی باشد. خروجیها نقشههای مونتاژ قالب کامل، مشخصات جزئیات برای هر جزء، و یک طرح نواری هستند که نحوه تبدیل سیم پیچ خام به قطعات نهایی ایستگاه به ایستگاه را مشخص میکند.
بسته طراحی مهر زنی ورق فلزی معمولاً شامل ابعاد بلوک پانچ و قالب، مقادیر فاصله گذاری برای هر نوع ماده، انتخاب فنر، پیکربندی سیستم راهنما، و محاسبات تناژ است. هر بعد در آن بسته یا تولید ثابت را امکان پذیر می کند یا یک حالت شکست در انتظار ظهور را معرفی می کند.
چرا تصمیمات طراحی منجر به نتایج تولید می شود؟
در اینجا حقیقت ناراحت کننده ای است که اکثر عملیات مهر زنی به روش سختی یاد می گیرند: مشکلاتی که در طول تولید ظاهر می شوند تقریباً همیشه در مرحله طراحی منشا می گیرند. جابجایی های نادرست باعث ایجاد سوراخ می شود. چیدمان نوار ضعیف مواد زائد. اجزای کم اندازه زودرس فرسوده می شوند. هر یک از این مسائل به تصمیمی برمیگردد که ماهها قبل از اینکه روزنامه چاپخانه را ببیند گرفته شده است.
تجربه صنعت به طور مداوم نشان می دهد که تقریباً 80٪ از عیوب مهر زنی به جای خطاهای اجرای طبقه{2}}به تصمیمات طراحی{1}}برمی گردد.
این باعث میشود طراحی مهر زنی بالاترین-نقطه اهرمی در چرخه عمر هر برنامه باشد. طراحی قالب مستحکم کیفیت قطعه را قفل میکند، نرخ ضایعات را به حداقل میرساند، عمر قالب را افزایش میدهد و هزینه هر قطعه را در میلیونها چرخه قابل پیشبینی نگه میدارد. از طرف دیگر، یک طراحی معیوب، زنجیره ای از مشکلات پایین دستی را ایجاد می کند که هیچ مقداری از شیم یا تنظیم فشار نمی تواند به طور کامل آنها را برطرف کند.
هزینه واقعی طراحی ضعیف فقط دوباره کاری روی خود ابزار نیست. زمان تولید را از دست داده است، مواد را از بین برده و راه اندازی با تاخیر را در کل بودجه برنامه به همراه دارد. به دست آوردن مهندسی درست در منبع، تنها موثرترین سرمایه گذاری است که یک عملیات مهر زنی می تواند انجام دهد.
انواع قالب های مهر زنی و نحوه انتخاب
انتخاب نامناسب معماری قالب یکی از گرانترین اشتباهات در طراحی قالب است. شما را در یک رویکرد ابزارسازی محبوس میکند که یا زیر-قابلیت ارائه میدهد یا بیش از-بر پیچیدگیهایی که بخش شما به آن نیاز ندارد خرج میکند. تصمیم فقط در مورد آنچه از نظر فنی امکان پذیر است نیست. این در مورد تطبیق نوع قالب با هندسه قطعه، حجم تولید و واقعیت بودجه قبل از متعهد شدن شش رقم به فولاد است.
چهار معماری اولیه اکثریت قریب به اتفاق را پوشش می دهندکاربردهای طراحی قالب مهر زنی فلزی: پیشرونده، انتقالی، مرکب و ترکیبی. هرکدام دارای معاوضههای- مجزایی است که مهندسان باید نسبت به الزامات برنامه خاص خود ارزیابی کنند.
ملاحظات طراحی قالب پیشرو
قالبهای پیشرونده، کار -ویراژ با حجم بالا هستند. نواری از فلز از طریق ایستگاههای متوالی تغذیه میشود، که هر کدام عملیات خاصی را انجام میدهند، برش، خمش، شکلدهی تا زمانی که یک قطعه تمامشده در ایستگاه نهایی جدا شود. قطعه کار در طول فرآیند به یک نوار حامل متصل می شود، که هم ترازی را حفظ می کند و جابجایی قطعات بین عملیات را حذف می کند.
از نقطه نظر طراحی، قالبهای پیشرونده نیازمند توجه دقیق به مهندسی نوار حامل، قرار دادن سوراخ خلبان برای دقت تغذیه، و توالی ایستگاه است که نیروها را در طول حرکت پرس متعادل میکند. هنگامی که شما به تلورانس های فشرده در قطعات کوچکتر در حجم های بیش از 50000 واحد نیاز دارید، عالی هستند. مبادله-معامله؟ هزینه ابزارآلات اولیه بالاتر و انعطاف پذیری محدود برای تغییر طراحی پس از ساخت ابزار.
مزایای کلیدی طراحی عبارتند از: حداقل ضایعات مواد، قابلیت ضربههای بالا-در-دقیقه، و توانایی تولید هندسههای پیچیده در یک پرس و با کار کمتر.
معاملات انتقالی و ترکیبی-خفیف
قالب های انتقال در مراحل اولیه، قطعه کار را از نوار جدا می کند، سپس از گیره های مکانیکی برای جابجایی تکه های خالی بین ایستگاه های مستقل استفاده کنید. این معماری برای قطعات بزرگ یا اجزای عمیق کشیده شده که نمی توانند به نوار حامل متصل بمانند ایده آل است. ایستگاههای مستقل همچنین توالیهای شکلگیری پیچیدهتری از جمله نخ، دندهها و خنجر کردن را امکانپذیر میکنند. از آنجایی که هیچ شبکه اتصالی بین قطعات وجود ندارد، قالب های انتقال در واقع می توانند مصرف مواد را در مقایسه با ابزارهای پیشرونده در هندسه های خاص کاهش دهند.
قالب های مرکب رویکرد مخالف را دارند: آنها چندین عملیات برش را به طور همزمان در یک ضربه فشار انجام می دهند. تصور کنید سوراخ کردن و سوراخ کردن دقیقا در همان لحظه اتفاق می افتد. این باعث تولید قطعات فوق العاده صاف می شود زیرا نیروها در سراسر قطعه کار متعادل می شوند. قالبهای مرکب گزینهای-برای مسطحبودن{4}}برنامههای مهم خالیسازی مانند واشرها، شیمها و لمینیتهای الکتریکی هستند. هزینه ابزارسازی کمتر از قالب های پیشرونده است، اما این فرآیند به هندسه های نسبتا ساده و مسطح محدود می شود.
انتخاب معماری قالب مناسب
انتخاب بین این نوع قالب های مهر زنی به چهار متغیر بستگی دارد: اندازه قطعه، حجم سالانه، الزامات تحمل و محدودیت های بودجه. یک ترمینال کانکتور کوچک که دو میلیون واحد در سال کار می کند، یک کاندیدای قالب پیش رونده واضح است. یک براکت ساختاری بزرگ با 10000 واحد در سال ممکن است تنظیم انتقال را توجیه کند. یک واشر تخت ساده در حجم های متوسط به سمت ابزارهای مرکب اشاره دارد.
چارچوب تصمیم زیر هر ابزار و معماری مهر زنی را در برابر فضای کاربردی بهینه آن ترسیم می کند:
| نوع مرگ | بهترین برنامه | محدوده حجم | هزینه نسبی ابزار | زمان سرب معمولی | پیچیدگی طراحی |
|---|---|---|---|---|---|
| مترقی | قطعات کوچک تا متوسط-با چندین ویژگی | 50 هزار واحد در سال | بالا | 12-20 هفته | بالا |
| انتقال | قطعات بزرگ، نقشه های عمیق، فرم های سه بعدی پیچیده | 10 تا 500 هزار واحد در سال | بالا | 14-24 هفته | بالا |
| مرکب | قطعات مسطح که نیاز به سوراخ کردن و سوراخ کردن دارند | 5K-500K واحد در سال | متوسط | 8-14 هفته | کم تا متوسط |
| ترکیبی | قطعاتی که هم نیاز به برش و هم تشکیل در یک حرکت دارند | 10K-200K واحد در سال | متوسط-بالا | 10-18 هفته | متوسط |
قالب های ترکیبی که به طور جداگانه قابل ذکر است، عملیات برش و شکل دهی را در یک حرکت ادغام می کند. آنها حد وسطی را بین رویکردهای مرکب و مترقی اشغال می کنند، زمانی مفید هستند که یک قطعه به برش و خمش نیاز دارد، اما پیچیدگی یک ابزار کامل پیش رونده را توجیه نمی کند.
نکته مهم برای مهندسان: انتخاب معماری قالب یک اولویت نیست. این یک تصمیم مهندسی است که توسط الزامات قطعه هدایت می شود. اشتباه گرفتن به معنای پرداخت هزینه برای پیچیدگیهایی است که به آن نیاز ندارید یا مبارزه با محدودیتهایی که میتوانستند با رویکرد ابزارسازی متفاوت از همان ابتدا از آن اجتناب کنند.
البته انتخاب معماری مناسب تنها قدم اول است. هر یک از این انواع قالبها بر همان اجزای اساسی، پانچها، بلوکهای قالب، رقیقکنندهها و سیستمهای تراز تکیه میکنند که کیفیت طراحی فردی آنها تعیین میکند که آیا ابزار واقعاً عملکرد مورد نظر خود را ارائه میدهد یا خیر.

اجزای قالب ضروری و عملکردهای طراحی آنها
هر قالب مهر زنی، صرف نظر از معماری، از همان خانواده اصلی اجزا ساخته شده است. پانچ ها بریده شده و شکل می گیرند. بلوک های قالب آن ضربه ها را با فاصله دقیق دریافت می کنند. استریپرها رفتار مواد را در طول و بعد از هر ضربه مدیریت می کنند. سیستم های راهنما همه چیز را تحت فشار هزاران پوندی در یک راستا نگه می دارند. ساده به نظر می رسد، اما منطق مهندسی در پس چگونگی ابعاد هر عنصر و انتخاب مواد ابزار مهر زنی این است که طراحی ابزارهای قالبی ابزارهای تولید قابل اعتماد را از سردردهای تعمیر و نگهداری مزمن جدا می کند.
متوجه خواهید شد که بسیاری از خرابی های مهر زنی به دلیل یک نقص فاجعه بار ایجاد نمی شوند. آنها نتیجه تصمیمات حاشیه ای هستند که در چندین مؤلفه جمع می شوند. یک پانچ که کمی بیش از حد طولانی است، یک رقیق کننده با نیروی فنر ناکافی، یک کفشک که به اندازه کافی منحرف می شود تا فاصله ها را تغییر دهد. درک "چرا" در پشت مشخصات هر جزء از رسیدن این خطاهای تجمعی به کف مطبوعات جلوگیری می کند.
اصول طراحی بلوک پانچ و قالب
پانچ عنصر برش یا شکل دهی فعال است و هندسه آن مستقیماً کیفیت لبه، تشکیل سوراخ و نیاز نیروی برش را کنترل می کند. پانچ با طراحی خوب دارای سه ناحیه مجزا است: لبه برش (جایی که با قطعه کار تماس می گیرد)، ساقه (جایی که در صفحه پانچ نگه داشته می شود) و انتقال بین آنها. هر ناحیه دارای الزامات تکمیلی ابعادی و سطحی خاص خود است.
مشخصات پیشرفته بیش از آن چیزی است که بسیاری از مهندسان متوجه می شوند. پانچ با سطح صاف-به طور تمیز برش میدهد اما به حداکثر تناژ نیاز دارد زیرا کل محیط برش به طور همزمان با مواد درگیر میشود. افزودن یک زاویه برشی به صفحه پانچ، معمولاً 1 تا 1.5 برابر ضخامت مواد، عمل برش را در سراسر ضربه متحیر می کند. این میتواند اوج نیروی برش را تا 30-50% کاهش دهد که عمر پانچ را افزایش میدهد و بار ضربهای روی پرس را کاهش میدهد. مزیت-این است که زوایای برشی نیروهای جانبی وارد میکنند که میتوانند منگنههای نازک را منحرف کنند، بنابراین بهتر است برای مقاطع بزرگتر اعمال شوند.
برای بلوک قالب، مهندسان با یک انتخاب اساسی برای ساخت روبرو هستند: سبک جامد یا درج. بلوک های قالب جامد از یک تکه فولاد ابزار ماشینکاری می شوند که حداکثر استحکام و سادگی را ارائه می دهند. بلوکهای قالب قالب{2}}درج از درجهای سختشده فشرده یا پیچشده در صفحه نگهدارنده نرمتر استفاده میکنند. در هنگام سایش لبه های برش جایگزین آسان تر است و زمان خرابی تعمیر و نگهداری را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد. برای ابزارهای مهر زنی فلزی با حجم بالا، ساخت درج رویکرد استاندارد است زیرا امکان تعویض موضعی بدون بازسازی کل بخش قالب را فراهم می کند.
کنترل سوراخ مستقیماً به رابطه بین هندسه پانچ و فاصله بلوک قالب بازمی گردد. هنگامی که فاصله درست است و لبه های برش تیز هستند، خطوط شکست از سمت پانچ و سمت قالب تمیز به هم می رسند. فاصله بیش از حد باعث واژگونی و ایجاد سوراخ در سمت قالب می شود. فاصله ناکافی باعث ایجاد شرایط برشی ثانویه و لبه ناهموار می شود. سختی لبه برش پانچ، معمولاً 58-62 HRC برای فولادهای ابزاری مانند D2 یا M2، تعیین می کند که این رابطه شکستگی تمیز قبل از تیز کردن مجدد چه مدت باقی بماند.
- طول لبه برش باید طوری طراحی شود که از خمش جانبی در حین پردازش جلوگیری شود
- انتخاب زاویه برشی باید کاهش تناژ را در مقابل ایجاد نیروی جانبی متعادل کند
- پانچ-به-مناسب نگهدارنده (معمولا H7/h6) باید از چرخش و حرکت محوری جلوگیری کند
- زاویه فرار بلوک قالب در زیر زمین برش اجازه می دهد تا لجن را بدون اتصال انجام دهد
- روش نگهداشتن درج (فشار-مطابق، شانه یا پیچ) باید در برابر نیروهای جهشی مقاومت کند.
- پرداخت سطح روی لبه های برش باید به Ra 0.4 um یا بهتر برسد تا اصطکاک به حداقل برسد
استریپر، بالابرها و سیستم های هدایت مواد
پانچ را تصور کنید که از ورق فلز سوراخ می کند. با عقب نشینی، ماده به طور طبیعی در اطراف بدنه پانچ فرو می ریزد و سعی می کند آن را به سمت بالا دنبال کند. بدون مکانیزم جداسازی، آن ماده یا به پانچ متصل میشود، یا باعث گیرکردن خوراک بعدی میشود یا به ایستگاههای مجاور آسیب میرساند. استریپر این مشکل را حل می کند، اما نوع انتخابی شما پیامدهای جدی برای عملکرد قالب دارد.
استریپرهای بهاری(که بالشتک های فشار نیز نامیده می شود) صفحات فنری- نصب شده روی کفشک قالب بالایی هستند که پانچ های برش را احاطه کرده اند. آنها قبل از انجام پانچ ها با مواد نوار تماس می گیرند، هر گونه انحنای ناشی از مجموعه سیم پیچ را صاف می کنند و قطعه کار را در هنگام برش و بیرون کشیدن در برابر بلوک قالب محکم نگه می دارند. این کار از اتصال مواد بین پانچها جلوگیری میکند، اثر چکشکاری را در حین جدا کردن از بین میبرد و مانع از جابهجایی نوار در طول برش میشود.
استریپرهای جامد (بریج بریپر یا برهکن صفحه) صفحات ثابتی هستند که به قالب پایینی پیچ میشوند. ساخت آنها ساده تر و ارزان تر است و به فنر یا قرقره هدایت شونده نیاز ندارد. با این حال، آنها مواد را در طول برش صاف نگه نمیدارند، به این معنی که مشتها باید خود به خود مواد را در برابر بلوک قالب به سمت پایین فشار دهند. اگر نوار دارای هر گونه انحنا باشد، ماده میتواند بین پانچها در ارتفاعهای مختلف متصل شود و باعث انحراف، بریدگی یا شکستگی مستقیم پانچ شود. برای قالبهای پیشرونده دقیق، برهزنهای فنری علیرغم هزینه بالاتر، انتخاب واضحی هستند.
ریل های بالابر عملکرد متفاوت اما به همان اندازه حیاتی را انجام می دهند. در قالبهای پیشرونده، نوار باید در بین ضربات بالای سطح قالب قرار گیرد تا بتواند آزادانه به جلو حرکت کند، بدون اینکه در ایستگاههای شکلدهی یا داخل قالبها کشیده شود. پینهای بالابر، که معمولاً بهار-از زیر بارگذاری میشوند، نوار را تا یک ارتفاع ثابت بالا میبرند. پارامتر طراحی که در اینجا بیشترین اهمیت را دارد، ارتفاع بالابر است: خیلی کم است و نوار به ویژگی های شکل گرفته می خورد. بیش از حد است و باعث ناپایداری در هنگام تغذیه می شود.
- نیروی استریپر فنر باید از نیروی برش (معمولاً 5-10٪ نیروی برش) به اضافه هر مورد نیاز برای نگه داشتن مواد خالی بیشتر باشد.
- برای حفظ هدایت، فاصله برهنهکننده-برای-پانچ کردن باید کمتر از نیمی از فاصله قالب باشد.
- ارتفاع پین بالابر باید بلندترین ویژگی شکل گرفته به اضافه یک حاشیه ایمنی برای بال زدن نوار را پاک کند
- تحمل عرض ریل راهنما موقعیت جانبی نوار را کنترل می کند و بر دقت درگیری خلبان تأثیر می گذارد
- طول تونل هدایت مواد باید درگیری کافی برای جلوگیری از چرخش نوار در طول تغذیه فراهم کند
کفش های قالب و سیستم های تراز
کفش دای ستون فقرات ساختاری کل مجموعه است. کفش های بالا و پایین تمام اجزای قالب مهر زنی را حمل می کنند، نیروهای واکنش را از هر عملیات برش و شکل دهی جذب می کنند و رابطه فضایی بین بخش های پانچ و قالب را در میلیون ها چرخه حفظ می کنند. اگر کفشها منحرف شوند، هر فاصله در ابزار جابهجا میشود و دقتی که در اجزای جداگانه طراحی کردهاید از بین میرود.
مقیاس الزامات سختی با اندازه قالب و نیروی برش کل. کفش ها معمولاً از ورق چدن یا فولاد هستند که ضخامت آن ها توسط دهانه بین نقاط تکیه گاه روی تکیه پرس تعیین می شود. یک دستورالعمل کلی: ضخامت کفش باید از بیش از 0.001 اینچ انحراف در هر فوت دهانه بدون تکیه گاه تحت بار کامل جلوگیری کند. کفشهای کماندازه در لبههای قالب، فاصلههای ناهمواری ایجاد میکنند، که در یک طرف قطعه به صورت سوراخ و در طرف دیگر برشی تمیز ظاهر میشوند.
پایههای راهنما کفشهای بالا و پایین را به هم متصل میکنند و تراز آنها را در طول حرکت پرس حفظ میکنند. دو سبک اساسی وجود دارد:پین های اصطکاکی (بلبرینگ ساده) و پین های بلبرینگ. پین های اصطکاکی مستقیماً در داخل بوش های سخت شده با فاصله تقریباً 0.0005 اینچ قرار می گیرند. آنها بارهای رانش جانبی بالا را به خوبی تحمل می کنند و هزینه کمتری دارند، اما اصطکاک ایجاد می کنند که سرعت بالا را محدود می کند. بوش ها اغلب با شمع های برنز آلومینیومی حاوی گرافیت پوشانده می شوند تا سایش را کاهش دهند.
پینهای راهنمای بلبرینگ بر روی بلبرینگهای دقیق داخل قفس سوار میشوند و به یک شیب منفی-در جایی که قطر پین-به علاوه-در واقع 0.0002 اینچ بزرگتر از سوراخ بوش است، میرسند. این کار ترازهای فوق-دقیق با کمترین اصطکاک را ایجاد میکند و آنها را به استانداردی برای قالبهای پیشرونده با سرعت بالا تبدیل میکند. نتیجه: پینهای بلبرینگ نسبت به پینهای اصطکاکی، فشار جانبی کمتری را تحمل میکنند، بنابراین ممکن است قالبهایی با نیروهای جانبی نامتعادل قابل توجهی نیاز به بلوکهای پاشنه مکمل داشته باشند.
دقت تراز مستقیماً بر ثبات ترخیص در سرتاسر سطح قالب تأثیر می گذارد. حتی یک جابجایی 0.001 اینچی بین کفش های بالا و پایین به این معنی است که فاصله یک طرف برش افزایش می یابد در حالی که سمت مقابل به همان میزان کاهش می یابد. در ابزاری که با فاصله 0.004 اینچی در هر طرف طراحی شده است، این یک تغییر 25 درصدی است که برای ایجاد تفاوت های قابل مشاهده از یک لبه قطعه به لبه دیگر کافی است.
- جنس کفش قالب باید با محدودیتهای انحراف مطابقت داشته باشد: چدن برای مصارف عمومی، ورق فولادی برای کاربردهای-دقت یا بار سنگین{1}}
- قطر پین راهنما باید به اندازه رانش جانبی مورد انتظار باشد، نه فقط وزن قالب
- پین های بلبرینگ نیاز به بارگذاری فنر روی پایه های نصب شده در پایین- دارند تا اطمینان حاصل شود که قفس قبل از پین وارد بوش می شود.
- حداقل دو پست راهنما در هر قالب؛ چهار پایه برای قالب های طولانی مدت برای جلوگیری از نوک شدن کفش
- بلوک های پاشنه با صفحات سایشی غیرمشابه (فولاد در برابر آلومینیوم برنز) باید زمانی که نیروهای جانبی از ظرفیت پین بیشتر می شود، پین های راهنما را تکمیل کنند.
- طول درگیری پین راهنما باید از قرار گرفتن کامل پین ها قبل از تماس پانچ با قطعه کار اطمینان حاصل کند
این اجزای قالب مهر زنی به صورت مجزا عمل نمی کنند. یک پانچ کاملاً طراحی شده همراه با یک کفش با هدایت ناکافی همان عیوب یک ابزار فرسوده را ایجاد می کند. تأثیر متقابل بین دقت جزء و استحکام ساختاری چیزی است که یک قالب را که به طور مداوم کار می کند از قالبی که نیاز به تنظیم مداوم دارد جدا می کند. و این تعامل زمانی پیچیدهتر میشود که رفتارهای{3}خاص مواد را در نظر بگیرید، جایی که همان ابعاد اجزایی که برای فولاد ملایم کار میکنند میتوانند باعث ایجاد مشکلات فوری در مورد ضد زنگ یا آلومینیوم شوند.
مهندسی انتخاب مواد و ترخیص کالا
قالبی که با هندسه اجزای کامل طراحی شده است، اگر فاصله ها با موادی که از آن عبور می کند مطابقت نداشته باشد، باز هم خراب می شود. همان رابطه پانچ-به-که لبههای تمیزی را در فولاد ملایم ایجاد میکند، میتواند باعث ایجاد سوراخ بیش از حد در فولاد ضدزنگ یا بریدگی زودرس لبه در آلومینیوم شود. مواد مهر زنی فلز در زیر برش رفتار متفاوتی دارند، در حین شکلدهی متفاوت خم میشوند و پس از ضربه پرس به طور متفاوتی بازیابی میشوند. هر یک از آن رفتارها نیاز به یک پاسخ طراحی دارد.
اینجاست که بسیاری از مهندسان می سوزند. آنها یک قانون فاصله واحد را در همه مواد اعمال میکنند، مفروضات فنری{1}}را از یک آلیاژ به آلیاژ دیگر کپی میکنند، یا ویژگیهای کنترل نوار را به عنوان یک فکر بعدی در نظر میگیرند. نتیجه ابزاری است که روی یک ماده کار می کند اما در لحظه تغییر برگه مشخصات، نقص هایی ایجاد می کند.
مقادیر پاکسازی بر اساس نوع و ضخامت مواد
فاصله قالب بر حسب درصد ضخامت ماده در هر طرف بیان می شود. شکاف بین لبه برش پانچ و دهانه قالب را مشخص می کند و نحوه شکستن مواد در حین سوراخ کردن یا سوراخ کردن را کنترل می کند. درست انجام دهید، و خطوط شکستگی از سمت پانچ و سمت قالب به طور تمیز و با حداقل سوراخ به هم می رسند. اشتباه کنید، و در حال پیگیری مشکلات کیفیت لبه برای عمر ابزار هستید.
اصل کلی ساده است: مواد سختتر با نسبتهای کششی کمتر-به-به فاصلههای بیشتری نیاز دارند تا اهرم مکانیکی مورد نیاز برای شکستن تمیز فراهم شود. اما ویژگی ها به طور قابل توجهی در خانواده های مادی متفاوت است. برای مهر زنی ورق فولادی،تحقیقات نشان می دهدکه در حالی که 10٪ در هر طرف برای فولاد نرم استاندارد است، همان فاصله باعث ایجاد بدترین ارتفاع ممکن در فولاد ضد زنگ می شود. فولادهای پیشرفته{2}}استحکام بالا ممکن است برای توانایی کشش بهینه لبهها به 21% فاصله در هر طرف نیاز داشته باشند.
| خانواده مادی | محدوده ضخامت معمولی | فاصله پیشنهادی (% در هر طرف) | یادداشت های رفتار برر |
|---|---|---|---|
| فولاد ملایم (CRS/HRS) | 0.5 - 3.0 میلی متر | 8 - 12% | برش تمیز با غلتش متوسط؛ سوراخ شدن به تدریج با پاکسازی بیش از حد مطلوب افزایش می یابد |
| فولاد ضد زنگ (آستنیتیک 304/316) | 0.3 - 2.5 میلی متر | 12 - 16% | کار زیاد-سخت شدن باعث رشد سریع سوراخها در فاصلههای کم میشود. اجتناب از 10٪ در هر طرف |
| فولاد ضد زنگ (Ferritic 430) | 0.3 - 2.0 میلی متر | 10 - 14% | حساسیت کمتر از گریدهای آستنیتی؛ فرز متوسط در فاصله های استاندارد |
| آلومینیوم (سری 5000/6000) | 0.5 - 3.0 میلی متر | 6 - 10% | پارگی مواد نرم به جای شکستگی در فاصله زیاد. فاصله تنگ باعث کاهش واژگونی می شود |
| فولاد پیشرفته-استحکام بالا (AHSS) | 0.8 - 3.0 میلی متر | 14 - 21% | نسبت تسلیم پایین به |
برای مهر زنی فلزات فولاد ضد زنگ، رفتار سخت کاری{0}}مکانیک شکست را به طور قابل توجهی تغییر می دهد. گریدهای آستنیتی به قدرت پرس دو برابر فولاد نرم نیاز دارند و گرمای اصطکاک بیشتری تولید می کنند. این نیروها سایش پانچ را تسریع می کنند، به این معنی که تخریب لبه مشکل ترخیص را در طول زمان ترکیب می کند. تعیین ترخیص اولیه صحیح چرخه های بیشتری را قبل از اینکه تیز کردن مجدد ضروری شود، خریداری می کند.
مهر زنی آلومینیوم چالش متفاوتی را ارائه می دهد. استحکام برشی کمتر آلومینیوم به این معنی است که نیروهای برشی کمتر است، اما تمایل آن به صفر شدن در برابر سطوح ابزار، سایش چسب را در پهلوهای پانچ ایجاد می کند. بسیاری از مهندسان مقادیر ترخیص فولادی ملایم را برای آلومینیوم پیشفرض میکنند و تعجب میکنند که چرا دچار واژگونی بیش از حد و سوراخهای رشتهای میشوند. فاصلههای محکمتر، همراه با سطوح پانچ صیقلی و پوششهای مناسب، کیفیت لبههای بسیار بهتری را روی آلیاژهای آلومینیوم ایجاد میکند.
بهار-در طراحی قالب
هر خم در ورق فلزی شامل تغییر شکل الاستیک و پلاستیک می شود. هنگامی که نیروی شکلدهی آزاد میشود، بخش الاستیک بازمیگردد و فنر قطعه باز میشود. مقدار بازیابی به قدرت تسلیم مواد، شعاع خمش نسبت به ضخامت و جهت دانه بستگی دارد. مواد{3}}با استحکام بیشتر بیشتر بازمی گردند. شعاع خمش بزرگتر بیشتر به عقب برمی گردد. و اگر قالب شما آن را به حساب نیاورد، قطعات شما از مشخصات خارج می شوند.
طراحان قالب از چندین استراتژی جبران استفاده می کنند.بیش از حد خم شدنرایج ترین است: قالب ماده را با مقدار محاسبه شده از زاویه هدف خم می کند تا فنر{0}}آن را به هندسه مورد نظر برگرداند. به عنوان مثال، اگر به 90 درجه نیاز دارید و مواد 3 درجه به عقب برمی گردند، قالب به گونه ای طراحی شده است که در 87 درجه تشکیل شود. ترمزهای پرس CNC این کار را با پایگاه داده مواد به طور خودکار انجام می دهند، اما قالب های مهر زنی نیاز به ماشینکاری دائمی در هندسه ابزار دارند.
ته نشینی، یا سکه، رویکرد متفاوتی دارد. به جای خم شدن از کنار هدف، قالب فشار متمرکزی را در راس خم اعمال می کند و باعث تغییر شکل پلاستیک اضافی می شود که انرژی الاستیک ذخیره شده را کاهش می دهد. این روش کنترل زاویه ای برتر را با حساسیت کمتر به تغییرات ضخامت مواد ارائه می دهد. مبادله-نیازهای تناژ بالاتر و علامت گذاری سطح بالقوه در قسمت داخلی قطعه کار است.
برای مهر زنی های پیچیده با چندین خم، فنر-در میان ویژگی ها ترکیب می شود. اگر هر خم به صورت جداگانه جبران نشود، قسمتی با سه خم متوالی، که هر یک به طور مستقل به عقب برمیگردد، میتواند به خوبی از تحمل خارج شود. طراحان قالب اغلب از پیشبینی مبتنی بر شبیهسازی برای ترسیم توزیع فنر{4}در سرتاسر قطعه استفاده میکنند، سپس هندسه جبرانکننده ماشین را در هر ایستگاه شکلدهنده به جای تکیه بر یک ضریب تصحیح واحد، استفاده میکنند.
طراحی بریدگی دور زدن برای کنترل نوار
در طرحبندی نوار پیشرونده، ویژگیهای شکلگرفته و هندسه حامل باید همزمان با پیشروی نوار از ایستگاه به ایستگاه، وجود داشته باشند. بریدگی های بای پس ویژگی های کوچکی هستند که بر روی نوار بریده شده اند که از تداخل بین مناطق شکل گرفته، اجزای ابزار و ایستگاه های مجاور جلوگیری می کنند. آنها جزئی به نظر می رسند، اما بریدگی های نامناسب می توانند حامل را تضعیف کنند، باعث ایجاد اعوجاج نواری یا ایجاد بی ثباتی تغذیه در سرعت های تولید شوند.
درک بریدگی های بای پس منفی و مثبت در قالب های مهر زنی ورق با هدف عملکردی آنها شروع می شود. یک بریدگی بای پس مثبت مواد را در اطراف یک ویژگی حفظ یا هدایت می کند و در عین حال پشتیبانی حامل کافی برای تغذیه پایدار را حفظ می کند. یک بریدگی بای پس منفی مواد را برای ایجاد فاصله در اطراف ابزار، هندسه شکل گرفته یا مسیرهای ضایعات حذف می کند. هر دو هدف اساسی یکسانی را دنبال میکنند: اجازه عبور ایمن از تمام ایستگاهها بدون برخورد یا تغییر شکل.
قوانین طراحی برای هندسه بریدگی بای پس مستقیماً به ضخامت مواد و عرض حامل گره می زند. بریدگی باید مواد کافی را برای پاک کردن ویژگیهای شکلگرفته بهعلاوه یک حاشیه ایمنی برای بال زدن نوار و تغییرات موقعیت حذف کند، اما نه آنقدر که سطح مقطع حامل باقیمانده برای انتقال نیروهای تغذیه بدون کمانش یا پیچش ضعیف شود. گوشههای داخلی تیز بر روی شکافها، غلظتهای تنشی ایجاد میکنند که میتواند باعث پارگی شود، بهویژه در مواد سختتر. انتقال شعاع با حداقل یک ضخامت ماده به توزیع تنش و جلوگیری از شکست زودرس حامل کمک می کند.
درس مهم: مشکلات بریدگی دور زدن معمولاً در حین آزمایش قالب ظاهر می شوند، اما علت اصلی آنها در مرحله چیدمان نوار زندگی می کند. اگر چیدمان نوار نحوه تعامل ویژگیهای شکلگرفته، سوراخهای پیلوت، و نواحی ضایعاتی با استحکام حامل را در نظر نگیرد، هیچ مقداری از تنظیم آزمایشی تضاد هندسه اساسی را برطرف نمیکند.
پارامترهای خاص{0}}مواد به صورت مجزا وجود ندارند. مقادیر پاکسازی، جبران عقب فنری-و ویژگیهای کنترل نوار، همگی در یک ابزار با هم تعامل دارند، و همه آنها به طرح نوار بازمیگردند، یک آرتیفکت طراحی که جریان مواد را در هر ایستگاه تنظیم میکند.

بهینه سازی طرح بندی نوار برای قالب های پیشرو
طرح بندی نواری، مصنوع طراحی واحدی است که تعیین می کند چه مقدار از سیم پیچ خریداری شده شما به قطعات مهر زنی تبدیل می شود و چه مقدار به سطل ضایعات ختم می شود. جهت گیری قطعه، زمین تغذیه، هندسه حامل، توالی ایستگاه و الگوی ضایعاتی را که قالب باید برای تمام عمر مفید خود با آن زندگی کند، تعریف می کند. چند میلی متر عرض پل تلف شده یا یک زاویه ناکارآمد تودرتو می تواند هزاران دلار برای هر دوره تولید هزینه داشته باشد که در میلیون ها ضربه ضرب شود.
برای قالب های پیشرونده که اجزای ورق فلزی مهر شده را تولید می کنند، طرح فقط یک تمرین نقاشی نیست. این یک تصمیم اقتصادی است که بازده مواد را قبل از اینکه یک ضربه مشت فولاد را لمس کند قفل می کند.
اصول چیدمان نوار و استفاده از مواد
سه متغیر بازدهی مواد را در هر طرح نواری هدایت میکنند: عرض نوار، گام تغذیه، و جهتگیری قسمت روی نوار. عرض نوار برابر است با حداکثر ابعاد قطعه عمود بر جهت تغذیه به اضافه پل ها در هر دو طرف به علاوه هر عرض حامل مورد نیاز برای حمل و نقل. گام تغذیه، فاصله ای که نوار در هر ضربه پرس پیش می رود، برابر است با حداکثر بعد قطعه در جهت تغذیه به اضافه یک پل.
ضخامت پل، شبکه کوچکی از مواد که قطعات مجاور و بین قطعات و لبه نوار را جدا می کند، از یک قانون عملی پیروی می کند: تقریباً 1.25 تا 1.5 برابر ضخامت مواد. خیلی نازک است و پل در حین تغذیه پاره می شود و قالب را مسدود می کند. خیلی ضخیم است و در هر ضربه مواد قابل استفاده را دور می اندازید.
جهت گیری قسمت پتانسیل بهینه سازی قابل توجهی را باز می کند. کج کردن یک قسمت در یک زاویه روی نوار، که به عنوان پاس زاویه ای یا تودرتو شناخته می شود، به هندسه های نامنظم اجازه می دهد تا به هم نزدیک شوند. دو براکت L شکل را تصور کنید که مانند قطعات پازل به هم متصل شوند. این رویکرد می تواند استفاده از مواد را به خوبی بالاتر از معیار 75 درصدی که بیشتر عملیات مهر زنی ورق فلزی هدف قرار می دهد، برساند. مزیت-افزایش پیچیدگی قالب و نیروهای برشی نامتعادل است که نیاز به طراحی دقیق ایستگاه دارد.
در دسترس بودن عرض سیم پیچ نیز گزینه های طرح بندی را محدود می کند. عرض سیم پیچ استاندارد از مراکز خدمات به صورت افزایشی ثابت است. اگر عرض نوار بهینه شما بین اندازههای استاندارد قرار میگیرد، یا برای پردازش شکاف-پرداخت میکنید یا طرحبندی کمی کارآمدتر را میپذیرید که از ابعاد سهام استفاده میکند. طراحان با تجربه، جهت گیری های چندگانه طرح را در برابر عرض سیم پیچ های موجود قبل از متعهد شدن به رویکرد نهایی ارزیابی می کنند.
توالی ایستگاه و قرار دادن خلبان
توالی ایستگاه ترتیبی را تعیین می کند که در آن عملیات سوراخ کردن، شکل دهی و خالی کردن با پیشروی نوار از طریق قالب انجام می شود. اشتباه گرفتن مشکلاتی از ناپایداری نوار تا جابجایی ابعادی در ایستگاه ها ایجاد می کند.
اصل راهنما: ابتدا ویژگی های مبنا را ایجاد کنید، بارهای سنگین برش را به طور یکنواخت توزیع کنید، شکل دهی اصلی را تنها پس از اینکه نوار پشتیبانی کافی داشت انجام دهید، و قطع نهایی را تا آخرین مرحله کالیبراسیون رها کنید. سوراخ کردن سوراخهای خلبان در اوایل، معمولاً در ایستگاه اول یا دوم، مرجع موقعیتی را ایجاد میکند که تمام ایستگاههای بعدی بر آن تکیه دارند. این خلبان ها اشتباهات جزئی تغذیه را تصحیح می کنند و قبل از هر ضربه فشار، نوار را در ثبت دقیق نگه می دارند.
فاصله پایلوت-به-برای کار مهر زنی دقیق ورق فلزی سرد سخت است، معمولاً در حدود 0.0005 تا 0.001 اینچ است، که به این معنی است که خود سوراخهای خلبان باید با حداقل اعوجاج پانچ شوند. قرار دادن پیلوت ها در نوار حامل به جای هندسه قطعه، از ویژگی های نهایی در برابر علامت گذاری بالقوه محافظت می کند و سطوح داده را تمیز نگه می دارد.
مدیریت نیرو در سراسر ایستگاه ها نیز مهم است. اگر تمام عملیات های سنگین در ایستگاه های مجاور جمع شوند، سنبله بار حاصل می تواند کفشک قالب و قاب فشاری را به طور ناهموار منحرف کند. توزیع نیروهای برشی با اعمال متناوب سنگین و سبک در سراسر نوار به حفظ روابط فاصله ثابت در طول سکته کمک می کند. یک تخمین مفید برای نیروی برش، ضرب محیط در ضخامت ضربدر استحکام برشی مواد است، با نیروی برش دادن 5 تا 10 درصد دیگر به بالا.
کاهش ضایعات از طریق بهینه سازی طراحی
هر درصد بهبود بازده مواد مستقیماً به صرفه جویی در هزینه قطعات فلزی مهر و موم شده ترجمه می شود. سه استراتژی بیشترین تأثیر را دارند: به حداقل رساندن عرض حامل،-برش خط رایج، و همکاری هندسه بخشی.
عرض حامل باید تا حد امکان از نظر ساختاری باریک باشد و در عین حال حمل و نقل نواری پایدار را فراهم کند. برای جلوگیری از کمانش یا واژگونی در حین تغذیه، یک دستورالعمل عملی- کف مغازه، عرض تار حامل حداقل دو برابر ضخامت مواد را می طلبد. اما هندسه به اندازه عرض خام اهمیت دارد. یک حامل با دندههای سفتکننده استراتژیک میتواند باریکتر از حامل تخت باشد و در عین حال استحکامی معادل را حفظ کند.
برش خط معمولی، که در آن قسمتهای مجاور به جای نیاز به پلهای جداگانه، یک لبه برش واحد را به اشتراک میگذارند، یک عرض پل در هر مرز قسمت را حذف میکند. این تکنیک زمانی کار می کند که قطعات دارای هندسه لبه های مستقیم یا سازگار باشند و زمانی که اسکلت ضایعات حاصل هنوز می تواند به طور تمیز از قالب خارج شود.
گاهی اوقات موثرترین کاهش ضایعات ناشی از همکاری با طراحان محصول برای اصلاح هندسه قطعه است. تغییرات کوچک در شعاع گوشه، عرض زبانه یا پاکتهای کلی میتواند طرحبندی را از 68 درصد استفاده به 78 درصد تغییر دهد، بدون اینکه بر عملکرد قطعه تأثیر بگذارد. این طراحی-برای-مکالمه قابلیت ساخت، در حالت ایدهآل قبل از ثابت شدن هندسه قطعه اتفاق میافتد، نه پس از بازگشت قیمت ابزارها بیش از حد بودجه.
یک رویکرد ساختاریافته، تصمیمات طرحبندی نوار را منظم نگه میدارد و از انجام دوباره-مرحلهای دیرهنگام جلوگیری میکند:
- هندسه قطعه را تجزیه و تحلیل کنید و ابعاد خالی توسعه یافته را شناسایی کنید، از جمله تمام ویژگی های تشکیل شده که به صورت صاف باز شده اند.
- جهت گیری های قطعات متعدد و استراتژی های تودرتو در برابر عرض سیم پیچ استاندارد را ارزیابی کنید
- محاسبه استفاده از مواد برای هر طرح بندی نامزد و رتبه بر اساس درصد بازده
- نوع نوار حامل (جامد، تار کششی یا زبانه) را بر اساس الزامات شکلدهی و پایداری حملونقل طراحی کنید.
- ایستگاهها را ترتیب دهید تا ابتدا خلبانها را ایجاد کنند، نیروها را به طور مساوی توزیع کنند و در صورت امکان شکلدهی را از برش جدا کنند.
- ابعاد پل را با استفاده از چند برابر ضخامت مواد مشخص کنید و استحکام حامل را در برابر نیروی تغذیه کل تأیید کنید
- برای تأیید عدم تداخل بین ایستگاه ها، طرح نهایی را از طریق شبیه سازی یا مدل سازی نوار دستی تأیید کنید
طرح بندی نواری در ساختار هزینه هر بخشی که قالب تولید می کند قفل می کند. اما حتی یک چیدمان کاملاً بهینه شده فقط روی کاغذ کار می کند تا زمانی که در برابر رفتار مواد واقعی تأیید شود. این مرحله اعتبارسنجی، با استفاده از ابزارهای شبیهسازی برای پیشبینی نازک شدن، چروک شدن و فنر-پیش از برش هر فولاد ابزار، چیزی است که راهاندازی مطمئن تولید را از غافلگیریهای گرانقیمت آزمایش قالب جدا میکند.

شبیه سازی-تأیید اعتبار طراحی رانده
چیدمان نواری میتواند در CAD بیعیب به نظر برسد و وقتی فلز واقعاً از ابزار عبور میکند، همچنان شکاف، چروک یا خرابی ابعادی ایجاد کند. شکاف بین طراحی هندسی و واقعیت فیزیکی جایی است که شبیهسازی پر میشود. ابزارهای مدرن تحلیل اجزای محدود (FEA) به مهندسان این امکان را میدهند که کل فرآیند مهر زنی فلز را به صورت مجازی اجرا کنند و دقیقاً پیشبینی کنند که مواد کجا نازک میشوند، کجا چروک میشوند و چقدر به عقب برمیگردند، همه اینها قبل از اینکه یک بلوک فولاد ابزار ماشین کاری شود.
این یک مرحله خوب نیست-به این تفاوت بین یک-آزمایش سه هفته ای و سه-روز اول است. هر تکراری که در کف پرس حذف میکنید، با هزینههای نیروی کار، زمان ماشین، و مواد ضایع شده، به اعتماد به نفس ایجاد شده در طول شبیهسازی بازمیگردد. با این حال، بسیاری از تیمهای مهندسی هنوز آنالیز شکلدهی را اختیاری یا بدتر از آن را بهعنوان کاری برای انجام پس از ساخت ابزار و بروز مشکلات در نظر میگیرند.
شکلگیری شبیهسازی و تحلیل امکانسنجی
تجزیه و تحلیل اجزای محدود با تقسیم ورق فلزی خالی به هزاران عنصر کوچک و سپس حل ریاضی نحوه تغییر شکل هر عنصر در تماس با سطوح پانچ و قالب تحت بار انجام می شود. حلکننده تنش، کرنش، تغییر ضخامت و جابجایی را در هر گره در طول توالی شکلدهی دنبال میکند. آنچه بیرون می آید نقشه دقیقی از رفتار مواد است که مناطق مشکل را مدت ها قبل از تبدیل شدن به ضایعات در کف مطبوعات برجسته می کند.
مهندسین خروجی های حیاتی باید ارزیابی کنند شامل:
- توزیع نازک شدن: مناطقی که مواد فراتر از محدودیت های ایمن کشیده می شوند، که نشان دهنده شکاف های احتمالی یا خرابی های گردن است.
- تمایل به چروک شدن: مناطقی که تنش های فشاری باعث کمانش ورق می شود، معمولاً در فلنج ها یا دیوارهای کششی بدون تکیه گاه.
- اندازه و جهت فنر-: میزان انحراف قطعه از هندسه قالب پس از برداشتن نیرو، در هر خم و کانتور ترسیم شده است.
- نمودارهای حد شکلپذیری (FLD): نمودارهایی که حالتهای کرنش موضعی را با منحنی حد شکلدهی ماده مقایسه میکنند و دقیقاً نشان میدهند که در هر نقطه چقدر حاشیه ایمنی وجود دارد.
رانمودار حد شکل پذیریبه ویژه قدرتمند است زیرا داده های فشار پیچیده را به یک تصویرسازی ساده عبور / شکست ترجمه می کند. نقاط زیر منحنی حد شکل گیری امن هستند. نقاط نزدیک به منحنی شرایط حاشیه ای را نشان می دهد. نقاط بالای منحنی شکست را پیش بینی می کنند. مهندسان میتوانند فوراً ببینند که کدام قسمتها در معرض خطر هستند و چقدر تغییر طراحی برای بازگرداندن آنها به منطقه امن لازم است.
فراتر از پیشبینی شکست، تجزیه و تحلیل امکانسنجی شرایط مرزی را برای کل فرآیند تولید مهر و موم ایجاد میکند. مهندسان باید چندین معیار را قبل از تعهد به ساخت ابزار ارزیابی کنند:
- نسبت های عمق کشش: مقایسه عمق فنجان یا پوسته با قطر خالی، با محدودیت های معمولی در حدود 0.5 برای اولین کشش ها در فولاد نرم
- حداقل شعاع خمش: عموماً 1-2 برابر ضخامت مواد برای آلیاژهای انعطاف پذیر، افزایش برای گریدهای با مقاومت بالا
- درصد کشش: مقادیر ازدیاد طول موضعی در مقایسه با محدودیتهای خاص مواد-از آزمایش کشش
- تخمین تناژ: کل نیروی مورد نیاز برای همه عملیاتهای شکلدهی، خالی کردن و لنت
این معیارها با یکدیگر تعامل دارند. بخشی که بررسی های جداگانه را روی عمق کشش و شعاع خم انجام می دهد ممکن است همچنان از کار بیفتد زیرا کرنش ترکیبی ناشی از عملیات متوالی از ظرفیت ماده در یک منطقه خاص فراتر می رود. شبیه سازی این فعل و انفعالات را به طور کل نگر به تصویر می کشد، کاری که محاسبات دستی به سادگی نمی توانند برای هندسه های پیچیده انجام دهند.
تکرار طراحی و اعتبار سنجی نمونه اولیه
شبیه سازی به ندرت در اولین پاس چراغ سبز نشان می دهد. مقدار واقعی در حلقه تکرار نشان داده میشود: شبیهسازی را اجرا کنید، مشکلات را شناسایی کنید، هندسه قالب یا پارامترهای فرآیند را اصلاح کنید و دوباره اجرا کنید. هر چرخه ساعتها روی رایانه به جای هفتهها روی صفحه مطبوعات طول میکشد. یک شبیهسازی فرآیند تولید مهر و موم فلزی معمولی ممکن است قبل از دستیابی به نتایج قابل قبول در همه معیارهای ارزیابی، از پنج تا ده تکرار طراحی بگذرد.
چه چیزی بین تکرارها تغییر می کند؟ تنظیم نیروی نگهدارنده خالی برای کنترل چروک شدن. اصلاحات هندسی مهره را برای تنظیم جریان مواد بکشید. شعاع پانچ برای کاهش نازک شدن در گوشه های بحرانی افزایش می یابد. سطح افزودنی تغییر می کند تا کرنش به طور یکنواخت تر توزیع شود. هر اصلاحی یک مشکل شناسایی شده{4}}شبیهسازی خاص را هدف قرار میدهد و اجرای بعدی تأیید میکند که آیا رفع مشکل بدون ایجاد مشکلات جدید در جای دیگر کار میکند یا خیر.
سوالی که مهندسان با آن روبرو هستند این است: چه زمانی اطمینان شبیه سازی به اندازه کافی برای متعهد شدن به ابزار تولید بالا است؟ پاسخ به پیچیدگی قطعه و تحمل ریسک بستگی دارد. برای عملیات خمشی و خالی کردن ساده، یک شبیه سازی تمیز با حاشیه های ایمنی کافی اغلب رفتن مستقیم به ابزار تولید سخت شده را توجیه می کند. برای ترسیمهای عمیق، فرمهای سه بعدی پیچیده، یا مواد با پنجرههای شکلدهی باریک، نمونه اولیه ابزار مهر زنی فلز اعتبار فیزیکی را ارائه میکند که پیشبینیهای شبیهسازی را تکمیل میکند.
دو استراتژی نمونه اولیه وجود دارد که هرکدام دارای معاوضه-متمایز هستند:
- نمونه های اولیه ابزارآلات نرم از فولاد ابزار سخت نشده یا حتی آلیاژهای روی ریخته گری شده (Kirksite) برای تولید قطعات نمونه با هزینه کم استفاده می کنند. آنها جریان مواد را تأیید میکنند، پیشبینیهای بهار- را تأیید میکنند، و مشکلات شکلگیری پیشبینینشده را شناسایی میکنند. اما ابزارهای نرم به سرعت فرسوده می شوند، گاهی اوقات فقط 500 تا 2000 ضربه دوام می آورند و رفتار ابعادی آنها شرایط سخت شده تولید را کاملاً تکرار نمی کند.
- نمونههای اولیه ابزار سخت از مواد تولیدی-و عملیات حرارتی استفاده میکنند که اساساً یک نسخه کوتاه- ابزار نهایی را میسازند. آنها دقیق ترین اعتبار را برای کیفیت قطعه و ثبات فرآیند ارائه می دهند. هزینه به طور قابل ملاحظهای بالاتر است، اما برای برنامههای{4}پرخطر، بیمه در برابر ابزار تولید ناموفق سرمایهگذاری را توجیه میکند.
یک نمونه اولیه مهر زنی فلزی ساخته شده از ابزار نرم تقریباً 30{3}}50 درصد از قالب تولید کامل هزینه دارد، در حالی که نمونه اولیه سخت 60-80 درصد است. ماتریس تصمیم گیری ساده است: اگر حجم برنامه و بحرانی بودن بخش، هزینه بیشتر برای راه اندازی تولید-را توجیه می کند، نمونه های اولیه سخت منطقی هستند. برای برنامههایی با ریسک پایینتر که شبیهسازی حاشیههای راحت را نشان میدهد، ابزارهای نرم و یا حتی تعهدات مستقیم-تولید، زمان عرضه به بازار را کاهش میدهند.
رویکردهای ترکیبی نیز کار می کنند. مهندسان میتوانند عملیات کشش را با ابزار نرم تأیید کنند، در حالی که مستقیماً بخشهای تریم و سوراخ سخت شده را میسازند، زیرا پیشبینی تحلیلی عملیات برش آسانتر است و خطر کمتری برای شکست هندسه اساسی دارد.
محاسبه تناژ و انتخاب فشار
هر عملیات شکلدهی، برش و نگهداری در قالب ظرفیت پرس را مصرف میکند. دست کم گرفتن تناژ مورد نیاز باعث می شود پرس در نقطه مرده پایینی متوقف شود. برآورد بیش از حد، سرمایه را برای تجهیزات بزرگ غیرضروری هدر می دهد. محاسبه تناژ دقیق طراحی قالب را مستقیماً به زیرساخت های تولیدی موجود پیوند می دهد.
برای خالی کردن و سوراخ کردن،فرمول استانداردساده است: محیط برش ضرب در ضخامت مواد ضرب در استحکام برشی برابر با تناژ مورد نیاز است. یک محیط 6 اینچی از فولاد ملایم 0.060 اینچی با 25 تن بر متر مربع برش داد. مقاومت برشی تقریباً به 9 تن نیروی برشی نیاز دارد. اما یک قالب پیشرونده با 15 ایستگاه که برشها، فرمها و ترسیمهای همزمان را انجام میدهند، میتواند به سرعت جمع شود.
عملیات ترسیم از ساختار محاسباتی مشابهی استفاده می کند، اما مقاومت کششی نهایی را جایگزین استحکام برشی می کند، زیرا دیواره های فنجان یا پوسته به جای بریده شدن، در کشش هستند. فشار نگهدارنده خالی، معمولاً 30 تا 40 درصد نیروی کششی برای فولاد نرم، به کل می افزاید. نوارهای فنری، پین های بالابر، لنت های فشار نیتروژن و بادامک های محرک همه بارهای اضافی را وارد می کنند که بسیاری از مهندسان فراموش می کنند آنها را وارد کنند.
محاسبه تناژ کامل برای یک قالب مترقی مستلزم محاسبه همزمان برای هر ایستگاه است:
- تمام نیروهای سوراخ کننده و خالی کننده (محیط x ضخامت x مقاومت برشی)
- نیروهای کششی در هر ایستگاه کشش (محیط x ضخامت x UTS)
- فشار نگهدارنده و لنت
- نیروهای استریپر فنری (5-10٪ از کل نیروی برش)
- پین بالابر و بارهای فنر نیتروژن
- هرگونه عملیات بادامک- و اجزای نیروی زاویهای آنها
- نیروهای برش حامل نهایی و جداسازی ضایعات
افزودن زوایای برشی به پانچ ها می تواند اوج نیروی برش را تا 30 تا 50 درصد کاهش دهد که زمانی اهمیت دارد که تناژ کل به محدودیت های ظرفیت پرس نزدیک شود. با این حال، برش بار را در فاصله کوتاهتری توزیع میکند که بر محاسبات انرژی تأثیر میگذارد. شما می توانید تناژ کافی داشته باشید اما انرژی ناکافی داشته باشید، یکی از دلایل رایج گیر کردن پرس در نقطه مرگ پایین که در آن سرعت چرخ طیار به زیر آستانه لازم برای تکمیل ضربه می رسد.
انتخاب پرس همچنین باید در نظر داشته باشد که بار در کجای ضربه رخ می دهد. یک قالب که بیشتر تناژ خود را بسیار نزدیک به نقطه مرده پایینی اعمال می کند، نسبت به چرخ فلایویل پرس انرژی بیشتری نیاز دارد تا یک قالب با بارهای توزیع شده در یک حرکت طولانی تر. این رابطه بین تناژ، موقعیت ضربه و در دسترس بودن انرژی تعیین می کند که آیا یک پرس معین می تواند قالب را با سرعت تولید بدون توقف کار کند یا خیر.
اعتبار سنجی طراحی مبتنی بر شبیه سازی معمولاً تکرارهای آزمایشی قالب را تا 50 تا 70 درصد کاهش می دهد، که مستقیماً به زمان کوتاه تر، هزینه های توسعه کمتر و راه اندازی سریعتر تولید تبدیل می شود.
محاسبه تناژ همچنین بر تعادل قالب در پرس تأثیر می گذارد. بارها باید تا حد امکان به طور یکنواخت در سطح تخت پرس توزیع شوند. بارگذاری خارج از مرکز باعث انحراف لغزش ناهموار می شود، که فاصله ها را تغییر می دهد و سایش را در یک طرف ابزار تسریع می کند. هنگامی که شبیه سازی نیروهای نامتعادل را نشان می دهد، مهندسان می توانند ایستگاه ها را تغییر دهند یا قالب را نسبت به خط مرکزی پرس برای بهبود توزیع بار تغییر دهند.
شبیهسازی، تحلیل امکانسنجی، و محاسبات تناژ، ستون تحلیلی را تشکیل میدهند که هر تصمیم طراحی بالادستی را تأیید میکند. اما همه این تحلیلها زمینه تولید خاصی را در نظر میگیرند: یک حجم خاص، یک پرس تعریفشده، یک زندگی هدفمند. این مفروضات را تغییر دهید، و کل رویکرد طراحی تغییر می کند. آنچه برای یک برنامه میلیون-واحد کار میکند، به فلسفه مهندسی اساساً متفاوتی نسبت به نمونه اولیه 5000 قطعه ای نیاز دارد.
خرابیهای رایج طراحی و ریشه-عیبیابی علت
هنگامی که یک قطعه مهر و موم شده فلزی با سوراخ کردن، خطاهای ابعادی یا عیوب سطحی از روی پرس جدا می شود، غریزه موجود در کف مغازه مقصر قالب است. تنظیم را تنظیم کنید. شیم یک ایستگاه یک مشت دوباره خرد کنید. این راهحلها علائم را درمان میکنند، اما مشکل اساسی معمولاً در تصمیمهایی که ماهها قبل از طراحی گرفته میشود، وجود دارد. همانطور که آرت هدریک کارشناس مهر زنی در این مورد اشاره می کندفابریکاتور، طراحی قالب بسیار مهم است، اما تنها یک عنصر در شبکه ای از متغیرهای متقابل است. نکته کلیدی درک این است که کدام عیوب واقعاً از تصمیمات فاز-طراحی در مقابل موارد ناشی از تغییرات فرآیند در کف پرس منشأ می گیرند.
آنچه در ادامه میآید یک تحلیل علت طراحی-ریشه چشمانداز-از سه دسته خرابی مخربتر است: تشکیل سوراخ، رانش ابعادی، و نقص جریان مواد. هر یک به نکات طراحی مهر زنی خاصی برمی گردد که با رعایت آنها در طول توسعه ابزار، مانع از رسیدن مشکل به تولید می شود.
عیوب تشکیل فرز و کیفیت لبه
Burr تنها شایع ترین شکایت کیفیت در قطعات خالی و سوراخ شده است. عملکردهای ثانویه مانند سوراخ کردن و غلت زدن را هدایت می کند، مونتاژ را کند می کند و در برخی موارد خطر ایمنی را در لبه های در معرض خطر ایجاد می کند. با این حال، فرز تقریبا همیشه یک نتیجه قابل پیش بینی از انتخاب های طراحی است، نه یک مشکل تولید تصادفی.
سه متغیر فاز طراحی- رفتار سوراخ را کنترل میکنند:
مشخصات ترخیص کالا.همانطور که در فصل انتخاب مواد توضیح داده شده است، هر خانواده آلیاژ دارای یک پنجره ترخیص بهینه است. دویدن در خارج از آن پنجره، به خصوص در سمت بالا، عمق چرخش را افزایش می دهد و یک لبه برجسته در سمت قالب برش ایجاد می کند. برای نمونههای مهر زنی که در آن مهندسان فاصلههای فولادی ملایم (8-10٪ در هر طرف) را برای ضد زنگ آستنیتی اعمال میکنند، نتیجه به طور مداوم ارتفاع بیش از حد فرز است زیرا رفتار سختشدگی ضدزنگ به 12-16٪ در هر طرف برای انتشار شکستگی تمیز نیاز دارد. اصلاح طراحی ساده است: مقادیر فاصله را برای هر ماده مشخص کنید، نه به صورت درصدی در کل قالب.
اجرای زاویه برشیپانچ های صاف-به طور همزمان کل محیط برش را درگیر می کند و حداکثر نیروی اوج و بارگذاری ضربه را ایجاد می کند. این شوک تخریب لبه را تسریع میکند و لبههای فرسوده حتی زمانی که فاصله درست باشد، فرز ایجاد میکنند. اعمال زاویه برشی 1 تا 1.5 برابر ضخامت مواد روی صفحه پانچ، تناژ اوج را تا 30{7}}50% کاهش میدهد و سایش را به طور یکنواخت در سراسر لبه برش توزیع میکند. تعادل، نیروی جانبی روی پانچ، با پشتیبانی مناسب پانچ از طریق صفحه استریپر قابل کنترل است.
انتخاب سختی فولاد ابزارلبه برشی سخت شده تا 58-62 HRC (معمولی برای فولادهای ابزار D2 یا M2) هندسه خود را بسیار طولانی تر از یک در 54-56 HRC حفظ می کند. تفاوت ظریف نیست در حجم های تولید بالای 100000 ضربه، هر دو نقطه سختی راکول می تواند به معنای هزاران ضربه اضافی بین فواصل تیز کردن مجدد باشد. تصمیم طراحی فقط این نیست که کدام فولاد را مشخص کنیم، بلکه محتوای کاربید، ویژگیهای مقاومت در برابر سایش و عملیات سطحی (پوششهای قلع، TiCN یا DLC) را نیز تعیین میکند که عمر لبه را در کاربردهای مواد ساینده افزایش میدهد.
Punch-to-die alignment هر سه متغیر را به هم گره می زند. حتی با مقادیر صحیح ترخیص و سختی مناسب، اگر نیمه های قالب بالایی و پایینی نسبت به یکدیگر در طول ضربه جابجا شوند، ترخیص ناهموار می شود. یک طرف برش سفت تر می شود در حالی که طرف مقابل باز می شود و یک الگوی سوراخ مشخص ایجاد می کند که فقط در یک لبه ظاهر می شود. این به طراحی سیستم راهنما بازمی گردد: پایه های راهنمای بلبرینگ با پیش بار کافی، بلوک های پاشنه برای مدیریت رانش جانبی، و استحکام کفش قالب کافی برای جلوگیری از انحراف تحت بار کامل برش.
پشته رانش و تحمل ابعادی-بالا
یک دای پیشرونده با دوازده ایستگاه را تصور کنید. هر ایستگاه تغییرات موقعیت خود را معرفی می کند، شاید فقط 0.001 تا 0.002 اینچ در هر ایستگاه. اما اگر این خطاها افزودنی باشد، ایستگاه-به-ایستگاه، قسمت نهایی میتواند تا زمان رسیدن به آخرین عملیات بین 0.012 تا 0.024 اینچ نامی باشد. این کافی است تا تحمل مهر زنی ورق فلز را فراتر از +/--0.005 اینچ مورد نیاز در ویژگی های حیاتی افزایش دهد.
اینجاست که ملاحظات GD&T در طراحی مهر زنی قالب ضروری می شود. ابعاد مختصات سنتی ویژگیها را نسبت به سایر ویژگیها مکانیابی میکند، و زنجیرههای وابستگی را ایجاد میکند که در آن هر تلورانس بر روی قبلی قرار میگیرد. همانطور کهاصول GD&Tبه عنوان مثال، استفاده از کنترلهای موقعیت واقعی با فریمهای مرجع، این زنجیرهها را با قرار دادن هر ویژگی نسبت به مجموعهای از دادههای مشترک به جای یکدیگر، حذف میکند.
این اصل که در طراحی قالب پیشرونده اعمال میشود، به یک استراتژی خاص تبدیل میشود: ویژگیهای مبنا (حفرههای پایلوت) را در ایستگاه اول ایجاد کنید، سپس همه عملیاتهای بعدی را به آن دادهها به جای ویژگیهای ایجاد شده در ایستگاههای میانی ارجاع دهید. هنگامی که هر عملیات شکلدهی و سوراخسازی از یک مرجع آزمایشی مشخص میشود، خطاها ترکیب نمیشوند. آنها مستقل می مانند.
استراتژی های طراحی که تنوع تجمعی را به حداقل می رساند عبارتند از:
- قرار دادن سوراخ های پایلوت در نوار حامل در ایستگاه یک و استفاده از آنها به عنوان مبدأ موقعیت اصلی برای تمام عملیات های پایین دست
- مکان یابی ویژگی های مهم از خلبان ها به جای هندسه شکل گرفته قبلی
- طراحی ایستگاهها بهگونهای که بیشترین تحمل{0}}ویژگیهای حساس تا حد امکان نزدیک به نقاط درگیری خلبان ایجاد شود
- استفاده از حسگرهای درون-برای تشخیص خطاها قبل از انتشار در ایستگاههای متعدد
- تعیین تلورانس های مهر زنی فلزی روی ساختار قالب که حداقل 30 درصد از تحمل قطعه سخت تر باشد تا حاشیه ای برای تنوع فرآیند ایجاد شود.
دقت تغذیه نیز نقش دارد. اگر مکانیسم تغذیه نواری مواد را قبل از درگیر شدن خلبان ها آزاد کند، نوار بدون کنترل موقعیت به طور لحظه ای شناور می شود. در طول آن پنجره، هر گونه تنش پسماند در حامل یا نیروهای تشکیلدهنده نامتعادل از ضربه قبلی میتواند نوار را جابجا کند. پاسخ طراحی این است که اطمینان حاصل شود که ورود پایلوت قبل از پایان انتشار خوراک آغاز می شود، و یک همپوشانی ایجاد می کند که ثبت نوار پیوسته را حفظ می کند.
نقص جریان مواد و علل طراحی آنها
چروکیدگی، شکافتن و علامت گذاری سطح سه عیب جریان مواد هستند که اغلب تولید را از بین می برند. هرکدام یک علت اصلی-طراحی مشخص دارند و میتوان از طریق تصمیمگیریهای ابزاری خاص که مدتها قبل از رسیدن قالب به مرحله آزمایشی گرفته میشود، از هر کدام جلوگیری کرد.
چروک شدن ناشی از فشار ناکافی نگهدارنده خالی.هنگامی که ورق فلزی تحت تنش فشاری با مهار ناکافی به داخل حفره کششی جریان می یابد، کمانش می شود. چین و چروک هایی که در ناحیه نگهدارنده خالی ایجاد می شوند فقط در آنجا باقی نمی مانند. همانطور که تجزیه و تحلیل ریشه-علت تایید میکند، مواد چروکیده که روی یک مهره کششی یا داخل حفره قالب قرار میگیرند، نیروهای محدودکنندهای ایجاد میکنند که باعث نازک شدن بیش از حد و در نهایت شکافتن در پایین دست میشوند. اصلاح طراحی شامل تعیین فشار نگهدارنده خالی برای حفظ کشش ورق (معمولاً 30-40٪ نیروی کششی برای فولاد ملایم)، ترکیب مهرههای کششی در جایی که کنترل جریان موضعی مورد نیاز است، و اطمینان از حفظ فشار یکنواخت در کل سطح نگهدارنده فشار یکنواخت یا اکولایزرها را شامل میشود.
جدا شدن از عمق کشش بیش از حد.هر ماده دارای یک نسبت کشش محدود است، حداکثر نسبت قطر خالی به قطر پانچ که می تواند در یک عملیات واحد حفظ شود. از آن فراتر رفته و دیواره فنجان در کشش از کار می افتد. خرابی های رایج کشش عمیق نیز به فاصله بین پانچ و قالب به عنوان عامل اصلی اشاره دارد: اگر این شکاف خیلی کوچک، خیلی بزرگ یا ناهموار باشد، مواد در طول کشیدن شکسته می شوند. طراحی{3}}پیشگیری از فاز شامل محاسبه نسبت کشش در طول تحلیل امکانسنجی، تقسیم کششهای عمیق در چندین ایستگاه برای کاهش کرنش در هر ضربه، و تأیید پانچ{4}}تا-یکنواختی فاصله قبل از ساخت ابزار است.
عیوب سطح ناشی از مقررات ناکافی روغن کاری.طراحی قالب باید نحوه رسیدن و ماندن روان کننده روی سطوح بحرانی شکل دهی را در نظر بگیرد. بدون طراحی-در کانالهای روانکننده، مخازن، یا سطوح بافتدار که لایه روغن را نگه میدارند، تماس فلزی- با-فلز تحت فشار بالا باعث ایجاد تهوع، نمرهگذاری و جذب سطح میشود. اینها خطاهای اپراتور نیستند. آنها حذفیات طراحی هستند. ویژگیهایی مانند شیارهای روغن در حلقههای کشش، سطوح پانچ با بافت میکرو-و درگاههای کاربرد روانکننده که در بالادست ایستگاههای شکلدهی قرار گرفتهاند، پوشش ثابت فیلم را در طول چرخه ضربه تضمین میکنند.
یک چک لیست عیبیابی ساختاریافته علائم قابل مشاهده را به{0}علل ریشهای مرحله طراحی مرتبط میکند:
- سوراخ کردن فقط در یک طرف قسمت:فاصله ناهموار از ناهماهنگی سیستم راهنما یا انحراف کفش زیر بار
- افزایش ارتفاع سوراخ در طول دوره تولید:سایش لبه پانچ ناشی از سختی ناکافی یا عدم پوشش سطح
- سوراخ های خارج از موقعیت:پایلوت-برای-برداشتن زمانبندی نادرست درگیری، یا پشته تحمل-در سراسر ایستگاهها
- رانش ابعادی پیشرونده:خطاهای تجمعی ایستگاه از ویژگیهایی که به سایر ویژگیها ارجاع میدهند نه به مبانی اصلی
- چروک شدن در نواحی فلنج:فشار نگهدارنده خالی بسیار کم یا ارتفاعات ناهموار در سرتاسر سطح نگه دارید-پایین
- شکاف در دیوارهای کششی:نسبت کشش از حد مواد فراتر می رود یا شعاع پانچ برای ضخامت مواد بسیار تنگ است
- ضربه زدن یا امتیاز دهی روی سطوح شکل گرفته:کمبود مواد روان کننده در طراحی قالب، یا پرداخت سطحی بیش از حد زبر (بالاتر از Ra 0.8 um)
- قسمتی که بعد از خالی شدن صاف نیست:نیروهای برشی نامتعادل یا تنش پسماند در مواد ورودی که با فشار برش دهنده رفع نمی شود
- فنر ناسازگار-بازگشت:تغییرات خواص مواد ورودی همراه با استراتژی جبران ناکافی در هندسه شکل دهی
موضوع مشترک همه این شکست ها: هزینه پیشگیری کمتر از اصلاح است. هر نقص در این لیست را می توان در مرحله طراحی از طریق تجزیه و تحلیل مناسب، مشخصات پارامتر صحیح و بررسی ساختار ساختار یافته پیش بینی کرد. آزمایش دای باید یک طراحی سالم را تأیید کند، نه اینکه اولین فرصت برای کشف اشتباه بودن تصمیمات مهندسی اساسی باشد.
این الگوهای شکست همچنین چیزی را در مورد چگونگی مقیاس سرمایه گذاری ابزاری با تقاضای تولید نشان می دهد. ابزاری که 5000 قطعه در سال کار می کند می تواند سازش های طراحی را تحمل کند که در 500000 واحد فاجعه بار است. درک اینکه چگونه انتظارات حجم باید تصمیمات مهندسی قالب را تغییر دهد، از انتخاب مواد گرفته تا تعداد ایستگاه تا استراتژی تعمیر و نگهداری، چیزی است که ابزارهای مقرون به صرفه{6}} را از ابزارهایی که بیش از-سرمایه گذاری شده یا کمتر{8}} ارائه می کنند، جدا می کند.

طراحی برای سطوح مختلف تولید
قالبی که برای دو میلیون واحد سالیانه مناسب است، برای اجرای اعتبارسنجی 2000-قطعهای بیش از-مهندسی شده است. و ابزاری که مطابق با استانداردهای مهر زنی ساخته شده است، در عرض یک ماه با سرعت تولید خود تخریب می شود. حجم فقط یک عدد در سفارش خرید نیست. این اساساً هر تصمیم مهندسی را تغییر می دهد: درجه فولاد ابزار، تعداد ایستگاه، سبک ساخت قطعات، دسترسی به تعمیر و نگهداری، و ریاضیات اقتصادی که هر انتخاب را توجیه می کند.
اشتباهی که مهندسان اغلب مرتکب می شوند؟ استفاده از یک فلسفه طراحی واحد در تمام سطوح حجمی. نتیجه یا ابزاری است که سه برابر هزینه ای که برنامه می تواند پشتیبانی کند یا ابزاری است که قبل از ارسال اولین سفارش مجدد فرسوده می شود.
نمونه اولیه و کوتاه{0}راهبردهای طراحی قالب
هنگامی که به 500 تا 5000 قطعه نیاز دارید، اولویت طراحی از طول عمر به سرعت و هزینه محدود می شود. هر دلاری که برای ابزارسازی خرج میشود در تعداد کمی از واحدها مستهلک میشود، بنابراین سرمایهگذاری اولیه بر اقتصاد هر بخش غالب است. یک قالب سفارشی پیشرونده با قیمت 12000 دلار به ازای هر قطعه 2.40 دلار در 5000 دستگاه اضافه می کند، اما تنها 0.12 دلار به ازای هر قطعه در 100000 دستگاه است. این ریاضیات هر تصمیم طراحی را در سطح نمونه اولیه هدایت می کند.
استراتژیهای طراحی قالب کوتاه- عبارتند از:
- با استفاده از فولادهای ابزار سخت نشده یا نیمه سخت شده (A2 در 54-56 HRC به جای D2 در 60-62 HRC) که ماشین را سریع تر و هزینه کمتری می کند و در عوض عمر قالب کوتاه تری را می پذیرد.
- کاهش تعداد ایستگاهها با ترکیب عملیات در صورت امکان، حتی به قیمت کمی بیشتر فشار-در هر ایستگاه بر روی مواد
- استفاده از ساختار بلوک قالب جامد به جای درج-سبک، زیرا فرکانس جایگزینی در حجمهای کم نگران کننده نیست
- سادهسازی سیستمهای راهنمای برای استفاده از پینهای اصطکاکی-بهجای پایههای بلبرینگ، مناسب برای سرعتهای پایینتر فشار دادن و چرخههای کل کمتر
- نادیده گرفتن ویژگیهای اضافی مانند خلبانهای پشتیبان، سنجش ثانویه، یا جیبهای درج یدکی که زمان ساخت را بدون بازپرداخت در حجمهای کم اضافه میکنند.
نمونههای اولیه ابزارهای نرم، که گاهی از آلیاژهای روی مانند Kirksite ساخته میشوند، سطح بسیار پایینی را اشغال میکنند. آنها جریان مواد را تأیید میکنند و پیشبینیهای بهار- را برای 500-2000 ضربه قبل از پوشیدن بیش از حد تحمل تأیید میکنند. برای کاربردهای مهر زنی نمونه اولیه که ممکن است طرح هنوز تغییر کند، این رویکرد یکبار مصرف از دوباره کاری گران قیمت روی ابزارهای سخت شده که به راحتی قابل تغییر نیستند جلوگیری می کند.
این تخفیفها واقعی هستند: عمر قالب کوتاهتر (معمولاً 10000-50000 ضربه در مقابل صدها هزار ضربه)، تحملهای گستردهتر از ساخت و ساز سفتتر و هزینه بالاتر هر قطعه. اما برای اثبات مفاهیم، اعتبارسنجی تناسب در مجموعهها یا تکمیل سفارش پل در حین ساخت ابزار تولید، این مصالحهها نه تنها قابل قبول هستند، بلکه از نظر اقتصادی نیز ضروری هستند.
الزامات طراحی قالب تولید با حجم بالا-
در حجم های بیش از 100000 واحد سالانه، معادله اقتصادی کاملاً معکوس می شود. هزینه ابزار در محاسبه هر بخش به یک خطای گرد تبدیل می شود. چیزی که اهمیت دارد، زمان کار، ثبات و طول عمر است که در میلیونها چرخه اندازهگیری میشود. مهر زنی فلزات در این مقیاس نیازمند تصمیمات مهندسی است که برای مدت کوتاهی بیش از-به نظر می رسد، اما در طول عمر برنامه چندین برابر می شود.
برای برنامه های مهر زنی فلزات صنعتی،ابزار پیشرفته کلاس Aاستاندارد است. این قالبها دارای اجزای سایش قابل تعویض، نوارهای باریکه هدایت شونده با پایههای راهنمای بلبرینگ توپی دقیق، و درجهای برش فولادی یا کاربید سختشده هستند. قالب های معمولی ممکن است تا یک میلیون قطعه دوام بیاورند. ابزار کلاس A با نگهداری مناسب می تواند به میزان قابل توجهی از آن فراتر رود.
درج های کاربید ویژگی تعیین کننده-طراحی قالب با حجم بالا هستند. لبههای برش کاربید تنگستن 5-10 برابر بیشتر از فولاد ابزار معمولی دوام میآورند، که به معنی توقف فشار کمتر برای تیز کردن مجدد و کیفیت لبه ثابتتر در طول دورههای تولید طولانیتر است. ملاحظات طراحی تغییر می کند: کاربید شکننده است و باید توسط مواد پشتی جاذب ضربه پشتیبانی شود، برای جلوگیری از تخریب چسب در طول سنگ زنی، و گاهی اوقات برای مقاومت در برابر سایش بیشتر پوشش داده شود (TiN، TiCN).
ایستگاههای شکلدهی اضافی نیز ابزارهای با حجم-بالا را مشخص میکنند. در جایی که یک قالب کوتاه-ممکن است در دو ایستگاه با کرنش بالاتر در هر ضربه یک ویژگی ایجاد کند، قالب تولیدی همان عملیات را در سه یا چهار ایستگاه پخش میکند. کرنش کمتر در هر ایستگاه به معنی سخت شدن کار کمتر بین ضربه ها، پرداخت سطح بهتر، فنر قابل پیش بینی تر-و عمر قالب به طور چشمگیری بیشتر است. مهر زنی فلزی برای قطعات بزرگ به ویژه از این رویکرد سود می برد زیرا نیروهای شکل دهی بالاتر درگیر نرخ سایش در سطوح ابزار را تقویت می کند.
ویژگی های اضافی که در حجم های کم بیش از حد به نظر می رسند در مقیاس ضروری می شوند:
- ایستگاه های خلبانی پشتیبان که در صورت شکستن پین خلبان اولیه، ثبت نام را حفظ می کنند
- در-تشخیص تغذیه ناقص، مانیتورهای نگهدارنده اسلاگ، حسگرهای قطعه-) که فشار را قبل از اینکه خرابی به آسیب قالب برسد متوقف میکند.
- جیبهای درج-تغییر سریع که اجازه میدهد لبههای برش فرسوده در طول استراحت برنامهریزیشده به جای نیاز به کشش کامل قالب، تعویض شوند
- قطعات مهر زنی فلزی بست استاندارد شده (پیچ، رولپلاک، فنر) که از کاتالوگ های رایج برای نگهداری سریع و بدون تاخیر در خرید سفارشی تهیه شده است.
تصمیمات طراحی مبتنی بر هزینه-
چالش مهندسی واقعی طراحی برای یک ردیف حجمی نیست. این تصمیم گیری است که برنامه شما کجا سقوط می کند و تصمیمات سرمایه گذاری مطابق با واقعیت است تا خوش بینی. هر ارتقاء، خواه کاربید در مقابل فولاد ابزار، چهار ایستگاه در مقابل سه، یا پایه های بلبرینگ در مقابل پین های اصطکاکی، هزینه ای را به همراه دارد که فقط بالای یک آستانه حجم معین قابل توجیه است.
ریاضی{0}}تفریط برای هر تصمیمی خاص است. یک مجموعه درج کاربید ممکن است 3000 دلار به هزینه ابزار اضافه کند، اما 0.002 دلار به ازای هر قطعه در زمان خرابی کاهش می یابد. این سرمایه گذاری حتی در 1.5 میلیون قطعه شکسته می شود. زیر این حجم، فولاد ابزار اقتصاد معادل را ارائه می دهد. بالاتر از آن، کاربید به طور مکرر هزینه خود را پرداخت می کند. مهندسان باید این محاسبه را برای هر تصمیم اصلی طراحی انجام دهند نه اینکه ارزانترین یا بادوام ترین گزینه را پیش فرض بگیرند.
در{0}}دیر سنج از منطق مشابهی پیروی می کند. یک بسته حسگر تغذیه نادرست ممکن است بین 2000 تا 5000 دلار هزینه داشته باشد اما از تصادفات مرگباری که هزینه تعمیر آنها 15000 تا 50000 دلار است جلوگیری می کند. اگر احتمال تصادف یک بار در هر میلیون ضربه باشد، سنسور هزینه خود را در برنامههایی که بیش از چند صد هزار ضربه میزند، پرداخت میکند. برای دوره های کوتاه تر، احتمال آماری سقوط ممکن است سرمایه گذاری را توجیه نکند.
| پارامتر طراحی | نمونه اولیه / کوتاه-اجرا | حجم متوسط- (100K-100K) | صدا-بالا (100K+) |
|---|---|---|---|
| محدوده هزینه ابزار | $3,000 - $15,000 | $15,000 - $50,000 | $50,000 - $200,000+ |
| هر-تأثیر هزینه قطعه | بالا (${0}} $5.00+ استهلاک ابزار) | متوسط ($0.15 - $1.00) | کم ({0}} $0.10) |
| انتظار می رود زندگی بمیرد | 10,000 - 50,000 بازدید | 250,{1}},000,000 بازدید | 1000،000 - 10،000،000+ بازدید |
| درجه فولاد ابزار | A2، S7 (نیمه-سخت شده) | D2, M2 (کاملاً سخت شده) | درج کاربید، فولادهای PM |
| سیستم راهنما | پین های اصطکاکی، دو-پست | بلبرینگ، چهار-پایه | بلبرینگ با پیش بارگذاری، بلوک های پاشنه |
| استراتژی ایستگاه | ایستگاه های کمتر، کرنش بیشتر در هر ضربه | تعداد ایستگاه های متوازن | ایستگاه های اضافی برای کاهش کرنش |
| ویژگی های تعمیر و نگهداری | حداقل (ساخت جامد) | درج های قابل تعویض در نقاط سایش | -تغییر سریع درجها، در-حسگرها، جیبهای یدکی |
| برنامه های کاربردی معمولی | اعتبار سنجی طراحی، تولید پل، قطعات طاقچه | محصولات مصرفی، مجموعههای{0}سطح متوسط | بست های خودرو، لوازم خانگی،-تقاضا بالا |
توجه کنید که چگونه مرزهای بین طبقات سفت و سخت نیست. یک قطعه با تلورانسهای بسیار کم ممکن است-روشهای ساخت و ساز با حجم بالا را در مقادیر متوسط-توجیه کند، زیرا هزینه ضایعات حاصل از ابزار دقیق کمتر از حق بیمه قطعات بهتر بیشتر است. در مقابل، اگر الزامات پرداخت سطح قابل قبول باشد، یک بخش آرایشی غیر مهم در حجمهای بالا ممکن است ساختار متوسط-را تحمل کند.
مهندسانی که در این سطوح حجمی کار می کنند از مشارکت با ارائه دهندگان راه حل قالب که می توانند استراتژی های ابزار را برای مطابقت با مقیاس برنامه تطبیق دهند، سود می برند.YICHENراه حل های قالب بندی سفارشی را ارائه می دهد که شامل نمونه اولیه از طریق ابزار تولید، با تخصص در ساختار قالب، انتخاب اجزا و بهینه سازی جریان مواد است که با واقعیت حجم هر پروژه تنظیم می شود. داشتن یک شریک منفرد که طیف کامل را درک می کند، از قطع ارتباط زمانی که ابزارهای نمونه اولیه توسط یک تیم و ابزارهای تولید توسط تیمی دیگر بدون تداوم در فلسفه مهندسی طراحی می شوند، اتفاق می افتد، جلوگیری می کند.
تصمیم ردیف حجم نیز بر نحوه نزدیک شدن شما به اعتبارسنجی طراحی تأثیر می گذارد. برنامههای با حجم بالا-شبیهسازی گسترده و نمونهسازی سخت را توجیه میکنند زیرا هزینه اشتباه گرفتن آن در میلیونها قسمت چند برابر میشود. برنامههای کوتاه-ممکن است تکرار آزمایشی بیشتری را بپذیرند زیرا قرار گرفتن در معرض مالی محدود است. اما صرف نظر از حجم، اصول اساسی مهندسی ثابت می ماند. آنچه تغییر می کند این است که چقدر برای اجرای آنها سرمایه گذاری می کنید.
به کارگیری اصول طراحی مهر زنی قالب
دانستن اصول مهندسی یک چیز است. به کار بردن آنها به طور مداوم در هر برنامه جدید، تحت فشار ضرب الاجل، با تغییر الزامات قطعه و محدودیت های بودجه، جایی است که اکثر تیم ها کوتاهی می کنند. خرابی هایی که در سراسر این راهنمای مهر زنی فلزی پوشش داده شده است یک موضوع مشترک دارند: آنها به دلیل کمبود دانش ایجاد نشده اند. آنها ناشی از مراحل نادیده گرفته شده، مفروضات کنترل نشده و تصمیمات طراحی جدا از واقعیت های پایین دستی بودند.
چیزی که تیمهایی را که ابزارها را به طور تمیز راهاندازی میکنند از تیمهایی که در چرخههای آزمایشی بیپایان گیر کردهاند جدا میکند، استعداد نیست. این نظم و انضباط فرآیندی است. یک جریان کاری ساختاریافته که سوالات مهم را زودتر وادار میکند، مفروضات را از طریق شبیهسازی اعتبار میبخشد، و خطاها را قبل از تبدیل شدن به فولاد سختشده تشخیص میدهد.
چک لیست طراحی برای برنامه های جدید Die
هر پروژه طراحی مهر زنی فلزی جدید از یک توالی تصمیم گیری اولویت بندی شده سود می برد. این مراحل را رد کنید یا دوباره ترتیب دهید و متوجه خواهید شد که مشکلاتی را حل می کنید که نیازی به وجود نداشتند. از این چک لیست به عنوان چارچوب بررسی دروازه استفاده کنید، جایی که هر مورد قبل از شروع مرحله بعدی تأیید می شود:
- تأیید کنید که هندسه قطعه ثابت است و همه الزامات GD&T، از جمله ساختار مبنا، ویژگیهای{0}}حریمی تا-کیفیت، و شرایط سطح مجاز، مستند شده است.
- مشخصات مواد را به طور کامل تأیید کنید: آلیاژ، مزاج، نوار تحمل ضخامت، الزامات جهت دانه، و هرگونه محدودیت کیفیت ورودی
- پیش بینی حجم سالانه و عمر برنامه را برای انتخاب ردیف ابزار مناسب (نمونه اولیه، حجم متوسط- یا کلاس تولید) تعیین کنید.
- انجام ارزیابی امکان سنجی: ترسیم نسبت های عمق، حداقل شعاع خم، درصد کشش، و تخمین تناژ اولیه در برابر ظرفیت پرس موجود
- معماری قالب (پیشرو، انتقالی، ترکیبی یا ترکیبی) را بر اساس اندازه قطعه، حجم، الزامات تحمل و بودجه انتخاب کنید.
- به جای اعمال یک درصد پتویی واحد در سراسر ابزار، مقادیر ترخیص ویژه مواد را در هر ایستگاه برش مشخص کنید-
- بهینه سازی طرح بندی کامل نوار با محاسبه استفاده از مواد، تأیید استحکام حامل، و تأیید هندسه بریدگی بای پس
- ایستگاههای توالی با قرار دادن خلبان، توزیع نیرو، و شکلدهی-قبل از-مطالعهسازی اعتبارسنجی شده است.
- شبیهسازی شکلدهی را اجرا کنید و تأیید کنید که همه مناطق معیارهای حد شکلپذیری را با حاشیه ایمنی کافی پاس میکنند
- مقادیر جبران فنری{0}}برای هر ایستگاه خم را محاسبه کنید و در هندسه شکل دهی قرار دهید
- بررسی تناژ کل شامل تمام نیروهای برش، شکلدهی، پد، برهزن و بادامک در برابر درجه فشار در موقعیت ضربه برنامهریزی شده
- سفتی کفش قالب، انتخاب سیستم راهنما، و استراتژی تراز برای شرایط بار و سرعت مورد انتظار را بررسی کنید.
- درجات فولاد ابزار، الزامات سختی، و عملیات سطحی را برای هر جزء سایش بر اساس سایندگی مواد و اهداف حجمی مشخص کنید.
- ویژگیهای رفع خطا{0}}: رولپلاکهای افست، راهنماهای نامتقارن، و اجزایی که از نظر فیزیکی نمیتوانند اشتباه نصب شوند
- فواصل نگهداری اسناد، محدودیتهای تیز کردن مجدد و اجزای یدکی حیاتی قبل از ارسال ابزار به تولید
این دنباله دلخواه نیست. هر مرحله به اطلاعات تایید شده در مرحله قبل بستگی دارد. پرش به طرح نواری قبل از تایید امکانسنجی، یا انتخاب فولادهای ابزار قبل از ایجاد ردیف حجمی، حلقههای دوباره کاری ایجاد میکند که ساعتهای مهندسی را بدون پیشبرد برنامه مصرف میکند.
ساختن یک تمرین طراحی قالب قوی تر
چک لیست برنامه های فردی را مدیریت می کند. ایجاد یک رویه تولید مستحکم مهر و موم فلزی مستلزم چیز گستردهتری است: تغییرات ساختاری در نحوه تعامل تیمهای طراحی با مهندسان محصول، نحوه اجرای فرآیندهای اعتبارسنجی و نحوه ترکیب دانش سازمانی در طول زمان.
همکاری DFM بالاترین-افزایش اهرمی است که اکثر سازمان ها می توانند انجام دهند. زمانی که مهندسان دای قبل از اینکه هندسه قطعه منجمد شود با طراحان محصول درگیر میشوند، میتوانند مسائل مربوط به قابلیت ساخت را شناسایی کنند که برای رفع آنها در CAD هزینهای ندارد اما دهها هزار هزینه برای تطبیق با ابزارها دارد. تغییر شعاع، کاهش تحمل در یک ویژگی غیر مهم-، تغییر هندسه جزئی که تودرتو را بهبود میبخشد، این مکالمات به راحتی در مرحله مفهومی اتفاق میافتند و پس از نقل قول ابزار، به دستورات تغییر دردناک تبدیل میشوند.
فرآیند مهر زنی در تولید با برخورد فلز به قالب شروع نمی شود. زمانی شروع میشود که یک طراح محصول تصمیمهای هندسی میگیرد که قالب باید در آن جای بگیرد. پر کردن این شکاف، از طریق بررسی ساختار یافته DFM در نقاط عطف طراحی تعریف شده، از سناریویی جلوگیری می کند که در آن مهندس قالب یک قطعه منجمد را دریافت می کند که ذاتاً مهر زدن آن دشوار است و جایی برای مذاکره ندارد.
شبیه سازی-اولین گردش کار نشان دهنده دومین بهبود ساختاری است. تیمهایی که آنالیز شکلدهی را بهعنوان یک دروازه طراحی اجباری و نه یک مکمل اختیاری در نظر میگیرند، زمانی که برای رفع آن آزاد باشند، با مشکلاتی مواجه میشوند. تیمهایی که از شبیهسازی صرفنظر میکنند و برای فاش کردن مشکلات به آزمایش قالب تکیه میکنند، هزینه آن میانبر در زمان ماشین، اتلاف مواد و تاخیرهای برنامهریزی را پرداخت میکنند. اقتصاد مبهم است: یک ساعت زمان شبیه سازی هزینه کسری از یک ساعت زمان آزمایش مطبوعات را دارد و سریعتر پاسخ می دهد.
بررسی های طراحی ساختاریافته، لایه سوم حفاظتی را اضافه می کند. حتی مهندسان باتجربه در پروژه هایی که هفته ها روی آن کار کرده اند نقاط کور ایجاد می کنند. مجموعه ای جدید از چشم ها که مشخصات ترخیص، مفروضات چیدمان نوارها و محاسبات تناژ را بررسی می کنند، خطاهایی را که طراح اصلی ده ها بار به آنها نگاه کرده است، می یابید. این بررسی ها نیازی به توضیح دقیق ندارند. یک بررسی 30{5}}دقیقهای همتا در برابر چک لیست بالا، اکثر خطاهای مرحله طراحی را قبل از رسیدن به ساخت ابزار تشخیص میدهد.
فراتر از فرآیند داخلی، فرآیند مهر و موم کردن در تولید از تخصص خارجی بهره می برد، به ویژه برای طراحی{0}}چالش های فشرده که بیش از تجربه معمول یک تیم است. ساختارهای قالب پیچیده، ترکیبات غیرمعمول مواد، مهندسی ترخیص تنگ، یا کاربردهای حیاتی{2}} اغلب از دیدگاه یک شریک ابزار اختصاصی که مشکلات مشابه را در صنایع مختلف حل کرده است، سود میبرند.YICHENاین نقش را برای مهندسانی ایفا می کند که به دنبال تخصص طراحی قالب مشترک هستند، به ویژه در پروژه هایی که شامل بهینه سازی ساختار قالب، طراحی پانچ و بالابر، مهندسی ترخیص، و کنترل جریان مواد است. تمایز مهم است: یک شریک ابزارسازی که در فرآیند طراحی شرکت می کند، با قضاوت مهندسی در انتخاب مولفه و تشکیل استراتژی، نتایج اساساً متفاوتی نسبت به فروشنده ای که به سادگی بر روی یک چاپ ارائه شده می سازد، ارائه می دهد.
طراحی مهر زنی در نهایت رشته ای است که کیفیت تفکر بالادستی نتایج پایین دست را تعیین می کند. هر اصل در این راهنمای مهر زنی فلز، از مهندسی ترخیص تا اعتبار سنجی شبیه سازی تا حجم{1}}سرمایه گذاری ابزار مناسب، به همین نتیجه اشاره دارد: طبقه پرس به آماده سازی پاداش می دهد و میانبرها را مجازات می کند. مهندسانی که دقت سیستماتیک را در جریان کار طراحی خود ایجاد می کنند، فقط ابزارهای بهتری تولید نمی کنند. آنها آنها را سریعتر، با تکرارهای کمتر، و با نتایج قابل پیش بینی که در طول عمر برنامه باقی می ماند، تولید می کنند.
سوالات متداول در مورد طراحی مهر زنی قالب
1. تفاوت بین طرح مهر زنی قالب و مهر زنی فلز چیست؟
طراحی مهر زنی قالب رشته مهندسی بالادستی است که بر ایجاد مجموعه ابزار دقیق از جمله تعیین فاصله ها، طرح بندی نوارها، توالی ایستگاه ها و مشخصات اجزا متمرکز است. مهر زنی فلزی عملیات تولیدی است که از آن ابزارها برای شکل دادن به ورق فلز استفاده می کند. تصمیمات طراحی که ماهها قبل از تولید گرفته میشود، تعیین میکند که آیا فرآیند مهر زنی کارآمد است یا نقصهای مزمن ایجاد میکند. حدود 80٪ از مشکلات کیفیت مهر زنی به انتخاب هایی که در مرحله طراحی انجام شده است، به جای فشار دادن{4}} اجرای کف باز می گردد.
2. چگونه می توانید فاصله صحیح قالب را برای مواد مختلف تعیین کنید؟
ترخیص قالب به صورت درصدی از ضخامت ماده در هر طرف بیان می شود و بر اساس آلیاژ متفاوت است. فولاد ملایم معمولاً به 8-12% در هر طرف نیاز دارد، فولاد ضد زنگ آستنیتی به 12-16% نیاز دارد، آلومینیوم در 6-10% بهترین عملکرد را دارد و فولادهای پیشرفته-استحکام بالا ممکن است به ۱۴-21% نیاز داشته باشند. اصل این است که مواد سختتر با نسبت تسلیم{14}به کشش کمتر، برای انتشار شکستگی تمیز، به فاصلههای بیشتری نیاز دارند. اعمال یک مقدار خلاصی واحد در همه مواد یک اشتباه رایج است که منجر به ایجاد سوراخ و کیفیت پایین لبه می شود. شرکای مانند YICHEN (yichen-group.com/stamping-die/) می توانند به مهندسان کمک کنند تا مقادیر ترخیص کالای خاص را برای راه حل های قالب سفارشی مشخص کنند.
3. چه چیزی باعث ایجاد سوراخ در قطعات مهر شده می شود و طراحی قالب چگونه می تواند از آن جلوگیری کند؟
تشکیل سوراخ از سه متغیر فاز{0}طراحی اولیه ناشی میشود: مشخصات فاصله نادرست برای ماده مهر زنی، فقدان زوایای برشی روی صفحات پانچ که باعث بارگیری ضربه و سایش لبهها میشود، و سختی فولاد ابزار ناکافی که اجازه میدهد لبههای برش زود از موعد تخریب شوند. تراز کردن پانچ-به-همچنین نقش مهمی ایفا میکند، زیرا اگر سیستم راهنما اجازه میدهد تا نیمههای قالب بالا و پایین در طول ضربه جابجا شوند، حتی فاصلههای صحیح نیز ناهموار میشوند. جلوگیری از سوراخ شدن نیاز به تعیین فاصله برای هر نوع ماده، اعمال زوایای برشی با ضخامت ماده 1-1.5 برابر، انتخاب فولادهای ابزار HRC 58-62، و طراحی سیستم های راهنمای سفت و سخت با پایه های بلبرینگ دارد.
4. چه زمانی باید از قالب پیشرونده در مقابل قالب انتقالی استفاده کرد؟
قالبهای پیشرونده برای قطعات کوچک تا متوسط-در حجمهای بیش از 50000 واحد در سال که در آنها به تلرانسهای محکم و ضربههای بالا-در-در دقیقه نیاز است، بهینه هستند. قطعه کار از طریق ایستگاه های متوالی روی یک نوار حامل می ماند. قالبهای انتقال برای قطعات بزرگ یا اجزای عمیق- که نمیتوانند به یک نوار متصل باقی بمانند، معمولاً 10000-500000 واحد سالانه مناسب است. این تصمیم به چهار متغیر بستگی دارد: اندازه قطعه، حجم سالانه، الزامات تحمل و بودجه. براکتهای ساختاری بزرگ یا فرمهای سهبعدی پیچیده به طور کلی به ابزار انتقال اشاره دارند، در حالی که پایانههای رابط و براکتهای کوچک به نفع معماری مترقی هستند.
5. حجم تولید چگونه بر تصمیمات طراحی مهر زنی قالب تاثیر می گذارد؟
حجم اساساً هر انتخاب مهندسی را تغییر می دهد. نمونه اولیه (500-5000 قطعه) از فولادهای نیمه سخت-، ایستگاه های کمتر، و سیستم های راهنمای ساده شده برای به حداقل رساندن هزینه اولیه استفاده می کند. برنامههای با حجم بالا (100،000+ واحد سالانه) درجهای کاربید، ایستگاههای شکلدهی اضافی برای کاهش کرنش در هر ضربه، تیرهای راهنمای بلبرینگ با پیشبارگیری، و در{10}}حسگر مرگ برای پیشگیری از تصادف را توجیه میکنند. ریاضی سربه سر برای هر تصمیمی خاص است. به عنوان مثال، درج های کاربید که 3000 دلار به هزینه ابزار اضافه می کنند اما 0.002 دلار برای هر قطعه صرفه جویی می کنند، تنها بیش از 1.5 میلیون ضربه را جبران می کنند. مهندسان باید این آستانه ها را به جای پیش فرض یک رویکرد در همه برنامه ها محاسبه کنند.

